
مهندس "مسعود عتيقي" عصر دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار علمي ايرنا افزود: بارش شهاب جوزايي كه درآستانه فصل سرما و در اواخر پاييز رخ ميدهد ، اثرات به جا مانده از سيارك فيتون ۳۲۰۰است.
او اظهار داشت: اين سيارك اين بار عامل بارش شده است با اين احتمال كه اين سيارك هستهي يك دنبالهدار نابود شده، باشد.
به گفته وي صورت فلكي دو پيكر و يا همان جوزا اين شبها در ساعت ۱۹و ۱۵دقيقه به طور كامل از افق شرق شمال شرق طلوع ميكند.
وي ادامه داد: امروز دوشنبه ۱۹آذرماه سيارك فيتون از ۱۸ميليون كيلومتري زمين خواهد گذشت و اين كمترين فاصله اين سيارك از زمان كشف آن يعني سال ۱۹۸۳ميلادي تاكنون است.
عتيقي اضافه كرد: هر چند زمانهاي مختلفي براي زمان اوج بارش اعلام شده است اما موثقترين آنها شامگاه جمعه ۲۳آذرماه ساعت ۲۰و ۱۵دقيقه به وقت كشورمان كه زمان اوج اين بارش شهابي است.
وي با بيان اينكه تمام كشورهاي آسياي ميانه تا آلاسكا قادر به رويت اين بارش شهابي هستند،اظهار داشت: به طور كلي تمام كشورهايي كه در موقعيت شب قرار دارند ميتوانند اين بارش را رويت كنند.
به گفته اين ستاره شناس، پيش بيني ميشود مشاهده ۱۲۰شهاب در زمان اوج بارش، اين واقعه را به بهترين بارش امسال تبديل كند.
مدير انجمن نجوم آماتوري ايران افزود: رصد شهابها براي انسان و چشمها هيچگونه خطري ندارد، وجود آلايندههاي هوا در شهرهاي بزرگي همچون تهران و برخي شهرهاي كشور بههمراه آلودگي نوري تاثير زيادي در كاهش تعداد شهابهاي قابل مشاهده ندارد.
وي گفت: خوشبختانه ماه هر چند هلال نسبتا ضخيمي است اما درافق غربي و نسبتا پايين جاي دارد، رصدگران بدون نياز به تلسكوپ و باابزار خاص خواهند توانست شهابها و آذرگويهاي ناشي از اين بارش شهابي را مشاهده كنند.
علاقهمندان براي كسب اطلاعات بيشتر ميتوانند به سايت اينترنتي انجمن نجوم آماتوري ايران به نشاني www.iaas.irمراجعه كنند.
همزمان با گرامیداشت هفته نیروی انتظامی، شاهد کاهش چشم گیر و دست و پا گیر وقوع جرم در سطح شهر، ;کشور، کره زمین و اصلا کل جهان بودیم. همچنین طبق آخرین شایعات گزارش شده اقدامات ارزشمندی در سراسر دانشگاه های کشور نیز صورت گرفت. از مهم ترین این اقدامات می توان به بازداشت نمودن تعداد زیادی دانشجونما ها اشاره کرد. یک مقام کاملا ناآگاه در این زمینه به خبرنگار ما گفت : با توجه به روند بی رویه پذیرش دانشجو، امروزه هر انسانی می تواند یک دانشجو باشد. و این امر باعث شده است که افراد بزهکاری در ظاهر دانشجو در این مکان فرهنگی با کلاه برداری و ادای احترام موجب تزلزل روحیه اجتماعی ... [ حرف های گنده گنده ] پس از تلاش های پی در پی دوستان ما در بخش آبدار خانه بازداشت گاه و دسترسی به پرونده های مجرمین تصمیم گرفتیم تا هویت اصلی ایشان را فاش کنیم. و آبرویشان را به آب چشمشان تبدیل کنیم. متهم اول آشنا با فن کامپیوتر معروف به سوزان هکر طی مدت زمان اندکی اقدام به نفوذ در قلب تعداد کثیری از پسران دانشجو کرده است و سپس اقدام به هک کردن و آلوده کردن قلب آن ها به ویروس عشق کاذب کرده است. بنابر اعترافات صحیح متهم در خصوص شیوه نفوذ در قلب مشخص گردید که این فرد از طریق مردمک چشم قربانی به داخل مغز او نفوذ کرده و پس از غیر فعال کردن سیستم امنیتی مغز، اقدام به قرار دادن ویروس خود به جای دیگر اطلاعات در قلب متهم می کند. البته هنوز گزارش دقیقی از مقدار خسارات وارد شده به جیب قربانیان به دست ما نرسیده است. متهم ردیف دوم معروف به کامبیز جزوه، بار دیگر پس از آزادی موقت خویش اقدام به اعمال سوء کرده است. این فرد سابقه دار که تا کنون به دلیل جزوه گیری های متعدد، نگه داری صد ها فروند جزوه در خانه ، تکه پاره کردن یک جزوه و جا سازی آن در کیسه زباله دستگیر شده بود. پس از آزادی نیز با عضویت در یک باند مخوف جزوه ربایی به سرکردگی "الیاس - پ " اقدام به خارج کردن تعداد کثیری جزوه از کشور به صورت قاچاق و فروش آنها در آن طرف مرز ها کرده است. وی پس از دستگیری در اعترافات صریح خویش اذعان داشت که پس از ربودن چند جزوه خوش خط و تمیز اقدام به عکس برداری و تهیه فیلم از نحوه خط خطی کردن جزوه ها و توزیع آن در سطح شهر از طریق سی – دی، بلوتوث و ... کرده است. متهم "خلیل مرادی" معروف به خلیل خرکن، مرتکب جرم هایی چون، خر کردن، خر زدن، خر شری، خر خودتی و ... شده است. گفتنی است خلیل خر کن که پس از بد قولی پدرش در خصوص خرید خر در ازای قبولی در دانشگاه آزاد علی آباد، دچار یک بیماری روانی شده است. تا کنون بار ها اقدام به خر کردن دانشجویان، اساتید، هیئت علمی برای رسیدن به اهدافش کرده است. همچنین این متهم قصد خر کردن یکی از مسئولین کمیته انضباطی جهت عدم تشکیل پرونده برای وی را داشته است. این متهم پس از خر کردن اطرافیان خود آن ها را به سیرک می فروخت که یکی از خر ها پس از آشنایی با پینوکیو و ... گزارش خود را تنظیم کرد. آخرین شکایتی که از این متهم صورت گرفته است از طریق سازمان حمایت از حیوانات اهلی بوده است که وی را از خر زدن شب امتحان منع کرده است. متهم آخر که محمود گدا نام دارد. متکدی گری در سطح دانشگاه ها را با انگیزه فراهم کردن خرج دانشگاه آزاد خویش انجام داده است. اما پس از تحقیقات بازرسان و رجوع به سوال " از کجا آورده ای ؟! " مشخص گردید که این شخص 435 شغل دیگر نیز دارد. و هم اکنون با حفظ سمت هایش مشغول انجام حرفه مورد علاقه خویش می باشد....
آیا فقط صخره و برف می بینید؟

اين عکس بنظر شما تکان نميخورد؟؟ بايستي بگم که نه ، خطای چشم ماست که عکس را متحرک ميبينم

کشتی یا پل؟

اضطراب امتحان
در كل همه ما پيش از امتحان يا وقايع مهم ديگر ،درجاتي از نگراني يا تنش را تجربه مي كنيم . در واقع مقادير كم ترس ونگراني ما را بر مي انگيزد و به ما كمك مي كند ولي نگراني بيش از حد مي تواند مشكل ايجاد كند مخصوصا اگر در جريان آماده سازي و انجام امتحانها مزاحمت ايجاد كند.
مقابله با اضطراب
اولين گام اين است كه بين دو نوع اضطراب تمايز قائل شويم. اگر اضطراب شما نتيجه مستقيم عدم آمادهسازي باشد آن را واكنش طبيعي و منطقي در نظر بگيريد ولي اگر كاملا آمادهايد ولي با اين حال هنوز وحشت زده و يا حساس هستيد واكنش شما منطقي نيست. با اين كه هر دو اين اضطرابها طبيعي تلقي ميشوند (چون هركسي ممكن است آنها را تجربه كند) ولي محققا آنچه اهميت دارد به دست آوردن دانش و اطلاعات در زمينه چيره شدن بر آثار اين گونه اضطرابها ميباشد.
آماده سازي مي تواند كمك كند
آمادهسازي بهترين شيوه به حداقل رساندن اضطراب منطقي است. به نكات زير توجه كنيد.
? از تلنبار كردن مطالب امتحان اجتناب كنيد. تسلط بر كل مطالب يك نيمسال تحصيلي يك روز قبل از امتحان شيوه يادگيري غلطي است و به آساني اضطراب ايجاد مي كند چون وقت كافي براي اين همه مطالب در اختيار نداريد.
? كل مطالب و اطلاعاتي را كه در طول يك نيمسال تحصيلي به شما ارائه شده تركيب كنيد و به منظور تسلط بر مفاهيم كليدي و اساسي درس به كارگيريد.
? به هنگام مطالعه از خود بپرسيد چه سؤالي ممكن است از شما پرسيده شود آنگاه سعي كنيد با ادغام ويكپارچه ساختن تمامي افكاري كه از سخنراني ها ، يادداشت ها، كتاب ها وخواندنيهاي اضافي به دست آورده ايد به آن سؤال پاسخ دهيد .
? اگر وقت كافي براي خواندن كل مطالب ارائه شده در نيمسال تحصيلي نداريد. بخشي از آن را كه مي توانيد بخوانيد و روي آن كار كنيد ، انتخاب كنيد . در امتحان يك هدف خود را ارائه دانش از طريق اين اطلاعات قرار دهيد.
تغيير دادن نگرش هاي خود
با تغييردادن ديدگاه خود درباره تجربه امتحان، ميتوانيد از مطالعه كردن لذت ببريد و عملكرد شما نيز بهبود مييابد. زياد از حد به نمره اهميت ندهيد. نمره نه بازتابي از ارزش فردي شماست و نه ميتواند موفقيت آينده شما را پيشبيني كند. نكات زير را درنظر بگيريد:
-
به خودتان بگوئيد كه يك امتحان تنها يك امتحان است چيزهاي ديگر هم در زندگي هست.
? بعد از امتحان به خودتان پاداش دهيد فيلمي تماشا كنيد، براي غذا خوردن بيرون برويد، ديداري با دوستان داشته باشيد.
? از تجسم احساسهاي منفي پرهيز كنيد.
? شيوههايي طرح ريزي كنيد كه كار شما را در نيمسال تحصيلي بعدي بهبود بخشد.
? به خاطر داشته باشيدكه منطقي ترين انتظارات اين است كه سعي كنيد هرچه را ميدانيد تا آنجا كه مي توانيد، نشان دهيد.
نكات پايه را فراموش نكنيد
دانشجوياني كه براي امتحان خود را آماده مي سازند نسبت به نيازهاي زيستي ، عاطفي و اجتماعي پايه خود بي توجه هستند . به منظور كسب بهترين كارآمدي بايد به خودتان به عنوان يك شخص كامل فكر كنيد نه فقط يك امتحان دهنده . به خاطرداشته باشيد كه :
? عادات خوب غذايي و ورزش كردن را ادامه دهيد. تفريحات و فعاليتهاي اجتماعي را قطع نكنيد همه اينها به سلامت جسمي و عاطفي شما كمك ميكنند .
? وقتي مطالعه ميكنيد. آهنگ متوسط پيشرفت را دنبال كنيد. هر گاه ممكن است تنوعي در كار ايجاد كنيد وهر وقت نياز است استراحت كنيد.
? شب قبل از امتحان خوب بخوابيد وقتي بسيار خستهايد كار آمدي خود را از دست ميدهيد.
? وقتي احساس ميكنيد به قدر كافي براي امتحان آمادهايد دست به فعاليتي آرامش بخش بزنيد.
روز امتحان
براي اينكه بتوانيد روز امتحان بهترين كارآيي را داشته باشيد بايد:
? صبحانه سبك و مناسب بخوريد و اگر به آساني مضطرب ميشويد از نوشيدن قهوه يا چاي غليظ پرهيز كنيد. حتي كساني كه قهوه را خوب تحمل ميكنند اگر روز امتحان در مصرف آن زياده روي كنند ممكن است احساس سبكي سر، دلهره ودلشوره كنند.
? كاري كنيد كه ساعتي قبل از امتحان احساس آرامش كنيد . مرور توام با عجله مطالب درسي در آخرين دقايق شروع امتحان، تسلط شما بر كل مفاهيم درسي را زايل مي كند و به آن آسيب مي زند.
? سعي كنيد زود در محل امتحان حاضر شويد اين عمل به آرامش شما كمك مي كند محلي را انتخاب كنيد كه از درها، پنجرهها و ديگر عوامل پرت كننده حواس دور باشد.
? از همكلاسيهايي كه اضطراب ايجاد ميكنند و سكون و ثبات شما را بر هم مي زنند، پرهيز كنيد .
? اگر انتظار شروع امتحان موجب اضطراب شما ميشود با خواندن مجله يا روزنامهاي توجه خود را از امتحان منحرف كنيد.
به محض دريافت برگه امتحان
پيش از پاسخ دادن به سؤالات امتحاني، لحظهاي صبركنيد و نكات زير را رعايت كنيد:
? ابتدا كل سؤالات امتحاني را مرور كنيد؛ سپس دوباره هر سؤال را بخوانيد . سعي كنيد به امتحان به عنوان فرصتي نگاه كنيد كه به شما اين فرصت را ميدهد تابه استاد نشان دهيد چه ميدانيد. آنگاه زمان را به نحو مناسب سازماندهي كنيد. آسانترين سؤالات را ابتدا پاسخ دهيد.
? براي سؤالات تشريحي، طرح كلي داشته باشيد، سپس پاسخ خود را با جمله كوتاهي آغاز كنيد. اين عمل باعث ميشود از درهم وبرهمي و تكرار مطالب كه تصحيح كننده را عصبي ميكند،جلوگيري شود. براي سؤالات كوتاه فقط به آنچه كه خواسته شده پاسخ دهيد و تنها به نكته اصلي اشاره كنيد. اگر بخشي از پاسخ به يادتان نميآيد آنچه را كه مي دانيد تا آنجا كه ميتوانيد نشان دهيد . اگر اصطلاح دقيقي از خاطر شما رفته آنچه را كه مي دانيد با عبارات خود بنويسيد .
? براي سؤالات چند گزينهاي، ابتدا تمام گزينهها را بخوانيد سپس گزينههاي آشكارا غلط را كنار بگذاريد. اگر در مورد گزينههاي باقيمانده هنوز مردد هستيد به اولين برداشت خود تكيه كنيد آنگاه سريع علامت بزنيد. مراقب واژههاي گمراه كنندهاي چون "تنها "، " هميشه "يا " اكثرا " در سؤالات باشيد .
? با شتاب امتحان ندهيد. ساعت مچي به همراه داشته باشيد و سرعت پاسخگويي خود را براي هر سؤال مكررا با آن وارسي كنيد. اگر به نظر ميآيد نميتوانيد كل سؤالات امتحان را پاسخ دهيد برآن بخشهايي متمركز شويد كه پاسخ آن را به خوبي ميدانيد. اگر وقت اضافي داريد و تنها اگر مضطرب و مشوش نيستيد پاسخهاي خود را مجددا وارسي كنيد .
اگر اضطراب ادامه يابد
گاهي اوقات اضطراب ممكن است ادامه يابد و مانع شود از تمام توان خود براي گرفتن نتيجه خوب استفاده كنيد. وقتي اين مسأله رخ داد سعي كنيد توجه خود را با شيو ههاي زير از اضطراب منحرف كنيد:
? از ممتحن سؤالي بپرسيد
? اگر اجازه داريد، چيزي بنوشيد يا به دستشويي برويد.
? چيزي بخوريد .
? نوك مداد را بشكنيد و سپس آن را تيز كنيد .
? لحظه اي به پاداش پس از امتحان كه براي خود در نظر گرفته ايد فكر كنيد .
? به خود بگوئيد: " بعد مي توانم مضطرب شوم ولي حالا وقت امتحان دادن است ."
? عضلات كل بدن خود را سفت و شل كنيد ، دوباره نفس عميقي بكشيد و سعي كنيد نگرش مثبت را حفظ كنيد .
بعد از امتحان
چه خوب از عهده امتحان برآئيد و چه برنيائيد حتما پاداشي كه به خود وعده دادهايد براي خود بگيريد و از آن لذت ببريد؛ سعي نكنيد روي اشتباهاتي كه مرتكب شدهايد، مكث كنيد، بلافاصله خود را براي امتحان بعدي آماده نكنيد .... براي يك لحظه هم كه شده به كار آرامشبخشي مشغول شويد.
ديروز الو!الو ! يا حسين . آنجا جبهه است ؟؟؟
امروز شماره مورد نظر در دسترس نمي باشد the mobile set is off .عشق بي پاسخ
ديروز خدا همراهمان بود
امروز تلفن همراه ...
ديروز پلاك ها آدرسي از بهشت ..
امروز همه آدرس ها گم .
ديروز زنده باد بسيجي ، بي حجاب محتاج نگاه ديگران است
امروز ، نگاه زاده علاقه است ، حجاب كيلو چند ؟؟
ديروز ، آهنگران / شجريان ، صداي خاطره ها
امروز ، جونيفر لوپز ، انريكو ، شكيلا
ديروز، آب و آيينه و قرآن ، خدانگهدار
امروز ، گود نايت ، باي باي
ديروز جبهه ، جنگ ، كربلا
امروز، بزن به سيم آخر ، ديوونه شو مثله ما
ديروز كربلاي 1 ، كربلاي 2 ، كربلاي 3
امروز 50 ميليارد باد هوا ، خيالي نيست
ديروز ماشين اداره ، بيت المال
امروز ماشين اداره ، مال البيت
ديروز ، پاي مصنوعي ، دستان نا مرئي
امروز ، اعتياد ، هپاتيت ،HIV
ديروز ، نه شرقي نه غربي ...
امروز ، تئوري قرص هاي اكستازي
ديروز سلام بر چشمان شيشه اي
امروز يك ميليون جراحي بيني ، لنزهاي رنگي
ديروز آژير قرمز ، اضطراب هاي زرد ، انتظار هاي سپيد
امروز ، عشق هايي كز پي رنگي بود.... .
ديروز سفر به چزابه ، از كرخه تا راين ، بوي پيراهن يوسف
امروز " توكيو بدون توقف "
ديروز ، انبوه جانبازان شيميايي
امروز راديو فردا ، موج BBC
ديروز، غروب جمعه انتظار ..
امروز ، غروب شد باز خيالت به سرم زد
ديروز ، وضعيت زرد ، آژير قرمز ، خطر
امروز ، كمر بند هاي لاغري بي خطر
ديروز ، عشق ، ايثار ، فداكاري
امروز ، بي خيال بابا بيا پارتي
ديروز، نخل هاي افسرده ، زيتون هاي كال
امروز ،CD جشن جديد استقلال
چگونه مى توان ميزان نبوغآلبرت اينشتين را اندازه گرفت؟
از بسيارى از جهات اين كار شدنى نيست. اگر به گذشته برگرديم و سده هاى متوالى را پشت سر بگذاريم با دانشمندان برجسته اى همچون جيمز كلرك ماكسول، لودويگ بولتسمان، چارلز داروين، لويى پاستور و آنتوان لاوازيه مواجه مى شويم، اما پيش از يافتن شخصى كه دستاورد هاى علمى اش همانند ايساك نيوتن با اينشتين قابل مقايسه باشد بايد راه درازى پيمود. قبل از نيوتن شايد نتوان شخص ديگرى را پيدا كرد.
اينشتين و نيوتن چنان هوشمند بودند كه در سراسر جهان در حوزه پژوهشى خود و وراى آن كاملاً شناخته شده اند. نيوتن حسابان را ابداع كرد، قوانين مكانيك و حركت را فرموله و نظريه گرانش جهانى را ارائه كرد. اينشتين مبنايى در آسمانخراش فيزيك نوين يعنى نسبيت خاص و مكانيك كوآنتوم را پى ريزى و نظريه جديد گرانش را ابداع كرد.
اما سواى اين دستاورد هاى ويژه هر دوى اين دانشمندان شيوه تفكر در علم را به طور اساسى تغيير دادند. هر دو جهان بينى ما را گسترش دادند. امروز ما از جهان «نيوتنى» و جهان «اينشتينى» سخن مى گوييم. جهان نيوتنى جهان مطلق ها است و جهان اينشتينى جهان نسبيت. در جهان نيوتن زمان بى وقفه در جريان است، زمان اكنون و هميشه با سرعت يكسانى جارى مى شود. عليت مطلقاً برقرار است، گويى كه فرمان الهى است. بدون استثنا هر معلولى علتى دارد، با دانستن گذشته، آينده را مى توان به طور كامل پيشگويى كرد. در جهان اينشتين زمان مطلق نيست. سرعت جريان زمان به ناظر بستگى دارد. گذشته از اين مطابق نظريه جديد مكانيك كوآنتوم كه اينشتين به رغم شك و ترديد هاى بعدى در تدوين آن نقش داشت، عدم قطعيت هاى ذاتى طبيعت در سطح زيراتمى مانع از آن مى شود كه با دانستن گذشته، آينده را پيشگويى كنيم. احتمالات بايد جانشين قطعيت ها شود.
هم اينشتين و هم نيوتن اصولاً فيزيكدان نظرى بوده اند. مثل هر فيزيكدان نظرى ديگر آنها هم مهم ترين پژوهش هاى خود را در اوج جوانى به انجام رساندند.
هر دوى آنها آزمايش هايى هم انجام دادند. نيوتن كه بزرگترين آزمايشگر بود، كشفيات بزرگى داشته است، از جمله وى دريافت كه نور سفيد از اختلاط رنگ هاى مختلف حاصل مى شود. نيوتن رياضياتى را كه احتياج داشت، خود ابداع كرد. اينشتين البته چنين كارى نكرد، اما شهود درخشان وى او را به بررسى و اقتباس هندسه مبهم نااقليدسى ريمان و گاوس رهنمون شد تا نظريه هندسى گرانش خود را بنيان نهد.
هر دو هنرمند بودند. هر دو خود را وقف سادگى، ظرافت و زيبايى رياضى كردند. هر دو آنها ترجيح دادند كه مثل هنرمندان در انزوا كار كنند. نيوتن هنگامى كه روى طرح خاصى پژوهش مى كرد، ماه هاى متوالى را يكسره در انزوا به سر مى برد. اينشتين هيچ گاه دانشجوى تحصيلات تكميلى نداشت و بسيار كم تدريس كرده است. هر دو تنها بودند. تنهايى نيوتن بيشتر بود. به نظر مى رسد كه شايد وى عملاً روحيات ضداجتماعى داشته است و همانطور كه ولتر در هنگام مرگش خاطرنشان كرد: «نيوتن طى عمر چنين طولانى خود هيچ گاه شور و عشقى از خود بروز نداده است؛ وى هيچ گاه به زنى نزديك نشده بود.» نيوتن حتى طرحى را براى ابقاى تجرد خود ارائه كرده بود. وى نوشت: «راه تجرد اين نيست كه با نفس خود مبارزه كنيم، بلكه بايد با انجام يك كار مطالعه و تعمق در ساير امور با چنين تفكراتى مقابله كرد.»
اينشتين در اواخر خود را با فعاليت هاى اجتماعى متعدد مشغول كرد، از جمله حمايت از انجمن حقوق بشر، ارائه سخنرانى هاى متعدد در سرتاسر جهان در مورد سياست، فلسفه و آموزش و همكارى براى تاسيس دانشگاه يهودى اورشليم. اينشتين طى زندگى خود روابط عاشقانه بسيارى داشته است. اما به نظر مى رسد كه وى در شخصى ترين سطح زندگى همانند نيوتن منزوى و تنها بود. اينشتين در سال ۱۹۳۱ هنگامى كه ۵۲ساله بود، مقاله اى منتشر ساخت و طى آن نوشت: «احساسات شديد من در مورد عدالت اجتماعى و مسئوليت اجتماعى هميشه به نحو عجيبى در تقابل با فقدان نياز براى ارتباط مستقيم با انسان هاى ديگر و جوامع انسانى است. من حقيقتاً «مسافر تنها» هستم و هيچ گاه با تمام قلبم به كشورم، خانه ام، دوستانم و حتى خانواده درجه يك خودم تعلق نداشتم.»
هم اينشتين و هم نيوتن شديداً حافظ استقلال خود بودند. هر دو به شدت انزواى خود را قدر مى دانستند.
ايساك نيوتن و آلبرت اينشتين ميراث گرانبهايى براى ما بر جاى گذاشتند. نيوتن بر اين تصور كه بعضى حوزه هاى دانش دور از دسترس ذهن بشر است، تصورى كه طى سده هاى متوالى در فرهنگ غرب ريشه دوانده بود، غلبه كرد.
بسيارى از متفكران پيش از نيوتن بر اين باور بودند كه بشر مجاز است فقط از آن چيزهاى سر درآورد كه خداوند بر ما منت نهاده و كشف آنها را مجاز دانسته است. آدم و حوا به اين دليل از بهشت رانده شدند كه از ميوه درخت معرفت، معرفت خداوند، خورده اند.
زئوس، پرمتئوس را با زنجير به صخره اى در بند كشيد؛ چرا كه وى راز خدايان يعنى آتش را به بشر فانى ارزانى داشت. در كتاب بهشت گمشده (paradise lost) اثر جان ميلتون آدم از رافائل فرشته در مورد مكانيك اجرام آسمانى مى پرسد، رافائل مختصراً آدم را راهنمايى مى كند و سپس مى گويد: «معمار بزرگ در تصميمى عاقلانه مابقى ماجرا را از انسان و فرشته مخفى نگاه داشته است.»
نيوتن در اثر ماندگار خود با نام اصول (principia,1687) بر همه اين محدوديت ها غلبه كرد و ممنوعيت ها را كنار گذاشت. نيوتن در اين اثر تمام پديده هاى جهان فيزيكى شناخته شده از آونگ گرفته تا فنر، از ستاره هاى دنباله دار تا مدار سياره ها را با عبارت هاى دقيق رياضى بررسى كرده است. پس از نيوتن تمايز بين جهان فيزيكى و فراطبيعى آشكارتر شده است. از آن پس جهان فيزيكى براى انسان قابل شناخت شد.
اينشتين در پذيره هاى شگفت انگيز و به ظاهر محال خود در نسبيت خاص نشان داد كه حقايق بزرگ طبيعت را صرفاً با مشاهده هاى دقيق از جهان خارج نمى توان به دست آورد، بلكه دانشمندان گاهى اوقات بايد فرضيه ها و سيستم هاى منطقى اى را در ذهن خود ابداع كنند كه فقط با گذشت زمان مى توان آنها را آزمود. براى مثال همه ما از بدو تولد تجربه مى كنيم كه زمان با سرعت يكنواختى جارى است، با اين همه اين باور حقيقت ندارد. فيزيك نوين حداقل به اين درجه از پيشرفت رسيده است كه طبيعت را وراى احساس و ادراك بشر فهميده است و بدين ترتيب به ما مى آموزد كه درك عقل سليم ما از جهان هم ممكن است اشتباه باشد. اينشتين در ميراث خود بر اين تفكر چند قرنه كه پژوهش هاى تجربى و آزمايش ها برترند، فائق آمد. اما وى با نظر مشهور نيوتن كه گفت: «hypotheses non fingo» (از فرضيه پردازى بيزارم) نيز مخالف بود، چرا كه منظور دانشمند انگليسى آن بود كه وى همانند ارسطو فيلسوف راحت طلبى نيست، بلكه نظريه هاى خود را بر حقيقت هاى قابل مشاهده بنا مى كند.
اينشتين در زندگينامه خود نوشتش اختلاف نظر خود را با نيوتن اينگونه توضيح مى دهد: «نيوتن، مى بخشيد، شما تنها روشى را كه از زمانه شما فقط براى انسان هاى با قدرت تفكر و خلاقيت بالا قابل درك بود، كشف كرديد. مفهوم هايى كه شما ابداع كرديد، هنوز هم تفكر ما را در فيزيك هدايت مى كند، اگرچه اكنون مى دانيم كه اين مفاهيم بايد با مفاهيم ديگرى كه پيش از اين خارج از فضاى تجربه مستقيم قرار داشته است، جايگزين شود.»
اينشتين در مقدمه اى بر ويرايش سال ۱۹۳۱ كتاب اپتيك (opticks) نيوتن در مورد وى نوشت: «طبيعت در مقابل وى همچون كتابى گشوده بود... وى فردى بود كه خصلت هاى يك آزمايشگر، نظريه پرداز، مكانيك و علاوه بر آنها هنرمند تشريح مفاهيم در وى جمع بود.» اگر نيوتن بتواند حقه اى سوار كند و سفر ممنوع زمانى را امكان پذير ساخته و در آينده ظاهر شود، شايد چيزهايى مشابه همين را در مورد اينشتين بگويد.
در زبان پارسی «مِه» یعنی «بزرگ» و بانگ به معنای صدای بلند است.
یک نظریه درخور توجه - یا در واقع یکی از جالب ترین موضوعاتی که یک انسان در طول عمرش میتواند از آن مطلع شود - این است که جهان فعلی ما از ذره بسیار کوچک تر از کوچکترین ذرات بنیادی بوجود امد البته علم فیزیک در ان لحظه وجود نداشت و به این حالت تکینگی گویند در واقع از این تکینگی جهان منفجر شد و از این ذره همهٔ ذرات بنیادی به وجود امدند و شروع کردند از مرکز آن دور شدن. که میلیاردها کهکشان و از جمله همین کهکشان راه شیری خودمان به وجود آمدند. این انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادکنکی میشود البته نیروی دیگری که در این انبساط و کند شدن سرعت انبساط ان تاثیر دارد نیروی جاذبهاست و خمیدگیهای فضا زمان نسبیتی و در این صورت سه حالت متصور است ۱ - انبساط دائم ۲ - رسیدن به یک حالت ثابت و پایدار ۳ - انقباض بعد از انبساط
![]() |
|||
|
|
از دانشجویان پرسیدم :« آیا به خود حق زندگی کردن میدهند؟». همه دستهایشان را به علامت تأیید بلند کردند. بعد خواستم کسی داوطلبانه مرا در نشان دادن موضوعی کمک کند، مرد جوانی به جلو کلاس آمد. به او گفتم :«لطفاً رو به روی کلاس بایست، چند بار پیاپی این جمله را با صدای بلند بگو:« من حق زندگی کردن دارم.» بعد این عبارت را با صدای آهسته بیان کن.
ببین چه احساسی پیدا میکنی. در حالی که تو این کار را میکنی سایر دانشجویان کلاس باید قضاوت کنند که آیا حرفت را باور میکنند یا نمیکنند»
مرد جوان دستهایش را به کمر زد و به طرزی خصمانه گفت : «من حق زندگی کردن دارم». طوری گفت که انگار خودش را برای مبارزهای آماده میکرد. با هر تکرار حالت خشمگینانهتری به خود میگرفت.
به او گفتم :« کسی با تو سر نزاع و یا مخالفت ندارد. میتوانی جملهات را به شکل غیر تدافعی بیان کنی؟»
امّا نمیتوانست. صدایش نشان میداد که حملهای را پیشبینی میکند . کسی حرفش را باور نکرد.
بعد زن جوانی آمد و با صدای ملایم و در حالیکه لبخندی میزد، ابتدا از سایر دانشجویان عذرخواهی کرد و گفت: «من حق زندگی کردن دارم». کسی حرف او را هم باور نکرد.
کس دیگری آمد . به نظر متکبر و خودخواه میرسید، حالت بازیگری را داشت که میخواهد نقشی ایفا کند.
دانشجویی در مقام اعتراض گفت:«آزمون منصفانهای نیست. این دانشجویان خجالتی هستند، عادت ندارند جلو بقیه حرف بزنند». از این دانشجو خواستم به جلو کلاس بیاید و خیلی ساده بگوید: «دو به علاوه دو میشود چهار». دانشجو این جمله را به راحتی و با اطمینان ایراد کرد. بعد به او گفتم: «حالا بگو من حق دارم که زندگی کنم». لحن صدایش تغییر کرد به نظر نامطمئن میرسید.
دانشجویان جملگی خندیدند.
دانستند گفتن« دو به علاوه دو میشود چهار»، ساده است. امّا ابراز وجود کردن و از حق زندگی کردن حرف زدن کار آنقدرها سادهای نیست.
پرسیدم: «جمله من حق زندگی کردن دارم چه مطلبی را به شما القا میکند؟» دانشجو گفت :«این عبارت بیشتر حالت روانی دارد. امّا چه معنایی دارد؟ معنایش این است که زندگی من متعلق به من است.» دانشجوی دیگری گفت: «منظور این است که حق دارم کارهای مربوط به خودم را شخصاً انجام دهم و درباره ی آنها تصمیم بگیرم».
دانشجوی دیگری اضافه کرد: «منظور این است که پدر و مادرم درباره طرز زندگی من تصمیمگیری نکنند». دانشجوی دیگری گفت :«منظور این است که هروقت بخواهم میتوانم جواب (نه) بدهم». دانشجوی بعدی گفت: «منظور این است که باید به منافعم احترام بگذارم».
«منظور این است که آنچه را میخواهم مهمّ است.» «منظور این است که میتوانم هر چه را به نظرم درست میرسد بگویم و انجام دهم». «منظور این است که میتوانم به میل خود رفتار کنم.»
اینها بخشی از معانی خصوصی بودند که دانشجویان برای عبارت «من حق دارم زندگی کنم» در نظر گرفتند. با این حال نمیتوانستند این عبارت را محکم و با قاطعیت در حضور سایر دانشجویان ابراز کنند. اینگونه بود که سخنم را با آنها شروع کردم.
● ابراز وجود یعنی چه؟
ابراز وجود کردن یعنی احترام گذاشتن به خواستهها، نیازها و ارزشهای خود.
ابراز وجود کردن به معنای روی پای خود ایستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدین معناست که به خود در همه زمینههای انسانی احترام بگذاریم.
ابراز وجود کردن سالم مستلزم «نه» گفتن در وقت مناسب خود است، امّا باید به کیفیت این نه گفتن توجّه داشت. زندگی اگر سراسر در «نه» گفتن و نشان دادن رفتارهای منفی خلاصه شود، تلف کردن اوقات گرانبهای عمر است.
نشانه ی تاسف و یک تراژدی است. ابراز وجود کردن به معنای صحبت کردن از ارزشهای خویشتن است. و بدین مفهوم با انسجام و همیّت رابطه دارد.
ابراز وجود کردن با اندیشیدن شروع میشود، امّا با اندیشیدن تمام نمیشود. ابراز وجود کردن به معنای قدم گذاشتن به جهان است. ابراز وجود کردن آرزو داشتن نیست، بلکه تبدیل نمودن این آرزو به حقیقت است.
داشتن ارزش نیز با ابراز وجود کردن تفاوت دارد، امّا نشان دادن این ارزشها و پایبندی به آنها ابزار وجود است. یکی از مشکلات عمده این است که خود را صاحب ارزش میدانیم امّا این مالکیت را در عمل نشان نمیدهیم.
ابراز وجود کردن مستلزم این باور است که برای خود حق وجود داشتن قایل شویم و بدانیم که زندگی ما به خاطر دیگران نیست و قرار نیست که مطابق میل و خواسته ی دیگران ظاهر شویم. برای بسیاری از مردم این یک مسئولیت هولانگیز است.
بدین معناست که زندگیشان در دستهای خود آنهاست، بدین معناست که روی پدر و مادر و بستگان و دوستان به عنوان حامی و حمایتگر حساب نکنیم. بدین معناست که آنها مسئول زندگی خودشان هستند، آنها نیز مسئول حمایت از امنیت خاطر خود هستند.
امّا نه ترس از مسئولیت، که تسلیم شدن به آن است که به عزّت نفس لطمه میزند. اگر به خاطر حق موجودیت خود بپا نخیزم، اگر به این توجّه نکنم که این حق من است که به خود تعلق داشته باشم چگونه میتوانم شأن و منزلت خود را تجربه کنم؟ چگونه میتوانم به عزّت نفس برسم؟

مشهور است که هنگام ورود امام رضا (ع) به نیشابور جمعی از وی خواستند که حدیثی برای آنان بفرماید. امام (ع) سر خود را از هودج بیرون آورده و فرمود :
حدثني أبي موسى بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن أبيه محمد بن علي ، عن أبيه علي ابن الحسين ، عن أبيه الحسين سيد شباب أهل الجنة ، عن أبيه أمير المؤمنين عن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، قال : أخبرني جبرئيل الروح الامين ، عن الله ( تقدست أسماؤه وجل وجهه ) قال:
لااِله اِلا اللهُ حصنِی فَمَن دَخَلَ حصنی أمِنَ من عذابی. قالَ فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةّ نادانا: بشروطِها و اَنا من شروطِها
شنیدم خداوند عزّ و جلّ فرمود : کلمه «لااله الا اللّه» حصار من است پس هر کس به حصار من داخل گردد از عذاب من ایمن خواهد بود، هنگامیکه مرکب ایشان حرکت کرد آن حضرت بآواز بلند فرمودند: این شروطی دارد و من خود از جمله شروط آن هستم.
نمی دانم چگونه مطلبی را که امروزه گريبان گيرمان شده است بيان کنم شايد بتوان با يک مثال ساده تر گفت. ۱۰۰سال پيش را در نظر بگيريد در زمانی که نه تلفن ونه تلويزيون بوده است نه اينترنت ونه سوسيس و کالباس! مردم چون دير به دير با يکديگر ارتباط بر قرار می کردند وقتی به هم می رسيدند با گرمی و با خوش حالی از يکديگر استقبال می کردند وهمين خوشی ها بود که آنها را سر حال ميکرد و انرژی به آنها ميداد يا وقتی که تلويزيون نبود آنها زمان بيشتری را در کنار خانواده خود می گذراندند و در کل بيشتر به هم توجه می کردند يا به انحا مختلف کار های خوب آنها بيشتر از کار های بدآنها بود شايد با کمی اغراق بتوان کفت آنان کار بد نداشتند ! جای يک پرسش است که چرا اينطور بوده است بايد در جواب گفت که چون رفتارهای آنان مطابق با رفتار های اسلامی بوده است ؟؟؟!! بله يعنی دين ما اسلام اينقدر کامل است که حتی برنامه زندگی سالم را به ما داده است.
اما با آمدن فناوری چه شد که اينطور شد خيلی ساده زيرا بعضی از افراد کم ظرفيت تا چشمشان به اين فناوری ها افتاد گفتند که اووووه تو دنيا چه خبره و ما کجای کاريم! اين افراد به سرعت خود را باختند وبه سرعت نسخه ناقص رفتار غربی را با نسخه اصلی زندگی جای گزين کردند شايد بتوان گفت ويندوز اصلی کامپيوترشان را پاک کردند ويک ويندوز ناقص نسخه بتا را جای گزين کردند! اين افراد در دامی افتادند که ای کاش فقط خودشان افتاده بودند وتمام می شد اما نه قضيه به همين جا تمام نشد اين افراد ساده لوحان ديگری را هم به باد فنا سپردند ودام را گسترده تر کردند واين شد که ما امروزه اين شديم
اما اين ها را نگفتم که خدايی نکرده فکر کنيد تکنولوژی مانع دين است و يا بالعکس بلکه دين ما دين تکنولوژی است اما با يک ایدولوژی جالب. بايد گفت که اگر می خواهيد در هيچ دامی نيفتيد هر کاری که ميکنيد برای خدا بکنيد برای رضايت او و برای خواست او اين يک مساله حزب الله بازی نيست يک مساله اصلی زندگی خودتان است.

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که اگر جهان آغازی داشته و در حال انبساط است، چه نقطه ای در جهان محل انفجار بزرگ بوده است؟ آیا از خود تا به حال پرسیده اید که چرا هر چه با ابزارهای خود به دوردست های جهان خیره می شویم با اجرامی غریب، آشنا می شویم که هیچ کدامشان در اطرافمان یافت نمی شوند؟ آیا می دانید در گذشته ی دیگران زندگی کردن یعنی چه؟
اینگونه سوال ها در ذهن اکثر کسانی که به نوعی علاقه مند سرنوشت کیهان و تفکرات نجومی هستند شکل گرفته، اما پاسخ چیست!!!
به گفته اکثر دانشمندان نجوم و بنابر شواهد زیاد، به این پی می بریم که جهان آغازی همچون انفجار بزرگ یا همان مهبانگ داشته است و از ورای آن جهان پیرامون ما در حال شکل گرفتن است. به راستی دانشمندان از کجا چنین ایده ای دارند؟ با رصد اجرام اعماق آسمان به این نتیجه می رسیم که اجرام در فضا در حال دورشدن از ما هستند و این موضوع به سادگی انبساط جهان را برای ما نشان می دهد ولی در چالش وجود این مسئله که چطور تمام جهان از همه جهت در هر نقطه که باشیم در حال انبساط است چه پاسخی داریم؟ یک مدل سازی کوچک از یک کیک کشمشی که در آن کشمش ها از هم فاصله یکسانی دارند را در نظر بگیرید، با نگاهی دقیق به این کیک زمانی که کیک پف می کند به یک نکته از جهان پیرامون خود پی می بریم. هر کشمش را اگر نگاه کنیم در زمان پف کردن کیک از کشمش های کنارش فاصله می گیرد و این همان حال جهان ماست که هر کجا که باشیم جهان در حال انبساط است و یا مثالی دیگر در این زمینه این است که یک بادکنک را بر داریم و رویش نقطه هایی بگذاریم با بادکردن بادکنک همه نقاط از هم فاصله می گیرند البته در بستر انبساط بادکنک.
| علم نانو و علوم مرتبط با آن جدید نیستند چرا که صدها سال است که شیمیدانان از تکنيکهايي علم نانو در کار خود استفاده میکنند که بیشباهت به تنکنيکهای امروزی نانو نيست. پنجره های رنگارنگ کلیساهای قرون وسطی، شمشیرهای یافت شده در حفاری های سرزمین های مسلمان همگی گویای این مطلب هستند که بشر مدت هاست که از برخی شگردهای این فناوری در بهینه کردن فرایندها و ساخت باکیفیت تر اشیاء بهره می برده است اما تنها به دلیل پیشرفت کم فناوری و نبود امکانات امروزی مانند میکروسکوپ نیروی اتمی، میکروسکوپ تونلی پیمایشی و غیره نتوانسته حوزه مشخصی برای این فناوری تعیین کند. اولین بار ریچارد فیمن در سال 1959 طی سخنرانی خود با بیان امکان به راه اندازی فرایندی برای دستکاری اتمها و مولکولها با استفاده از ابزارهای دقیق سبب شده تا افکار به سمت توسعه چنین امکانی متمایل شوند. در سال 1974، پروفسور نوریو تانیگوشی، مدرس دانشگاه علوم توکیو، نخستین بار واژه "فناوری نانو" را بکار گرفت. او در مقاله ای با نام "مفهوم اساسی فناوری نانو" اشاره می کند که فناوری نانو اساسا مجموعه ای از فرایندهای تفکیک، ادغام و تشکیل مواد در حد یک اتم یا یک مولکول است. در دهه 1980 ایده یاین تعریف به طور وسیع تر توسط دکتر درکسلر (نویسنده کتاب های موتور خلقت) مورد بررسی قرار گرفت. فناوری نانو و نانوعلوم در اوایل دهه 1980 با تولد علم کلاستر و اختراع میکروسکوپ تونلی پیمایشی آغاز به کار کرد. این توسعه سبب کشف فلورین در سال 1986 و نانولوله های کربنی در مدت چند سال بعد شد. تحول دیگر این فناوری مربوط به ساخت نانوکریستالهای نیمه هادی بود که منجر به افزایش شدید تعداد نانوذرات اکسید فلزی نقاط کوانتوم گردید. میکروسکوپ نیروی اتمی 5 سال بعد از میکروسکوپ تونلی پیمایشی اختراع شد تا با کمک آن بتوان اتمها را بررسی کرد. فناوری نانو یک زمینه بین رشته ای است که در محدوده علوم کاربردی مختلفی نظیر فیزیک، مواد، الکترونیک و غیره وارد شده است. فناوری نانو خود به تنهایی علم نیست بلکه با استفاده از آن می توان به کاربردی کردن علوم مختلف کمک کرد. فناوری نانو به سه صورت تعریف می شود: 1- فناوری نانو محدوده تحقیقات و مطالعه مواد و خصوصیات آنها در محدوده 1- 100 نانومتر را در بر می گیرد. 2- با کمک فناوری نانو ساختارهای نانویی می توان خلق کرد که خصوصیات آنها با ساختارهای ماکروسکوپی همان مواد متفاوت است. 3- با کمک فناوری نانو می توان در اتمها از طریق کنترل خصوصیات تغییراتی ایجاد کرد. زمانی که مواد در مقیاس نانو مطالعه و بررسی می شوند واکنش های و رفتار اتمها در مقایسه با حالتی که مطالعه در سطح مولکولی انجام می شوند کاملا متفاوت است چرا که در این قلمرو خصوصیات فیزیکی مواد تغییر می کند این درست مانند این است که در توپی را در محفظه ای بیندازید و توپی دیگری را از آن محفظه بیرون آورید. تفاوت در قلمرو نانو به اندازه ای است که حتی رنگ، نقطه ذوب، خصوصیات شیمیایی و غیره مواد در خارج از این محدوده کاملا متفاوت است. در فناوری نانو برای ساخت دو روش در نظر گرفته می شود: روش ساخت پایین به بالا و روش ساخت بالا به پایین. در روش ساخت پایین به بالا، وسایل و مواد از سطح مولکولی بر اساس اصول شیمی مولکولی ساخته می شوند درست مانند یک دیوار که از روی هم گذاشتن آجر به آجر ساخته می شود. در روش ساخت بالا به پایین، اشیاء نانویی بدون کنترل اتمی در مقادیر بزرگتر ساخته می شوند به این طریق که در ساخت آنها از تجهیزات پیشرفته این فناوری مانند میکروسکوپ اتمی و میکروسکوپ تونلی پیمایشی استفاده می شود تا فرایند دستکاری و ایجاد پدیده ها و خصوصیات جدید در اشیاء نانویی ظهور یابند. امروزه فناوری نانو در ساخت پلیمرهایی با ساختار مولکولی، طراحی تراشه های کامپیوتری کاربرد دارد. همچنین از این فناوری در ساخت مواد آرایشی، انواع پوشش ها و روکش های محافظتی و لباسهای مقاوم نیز استفاده می شود. |



