اشاره :
زماني كه آقاي مجتبي ثروتخواه در جلسه مورخ 19/6/86 به ميزباني دانشگاه شيراز به عنوان دبير جديد اتحاديه از اعضاي شوراي مركزي راي اعتماد گرفتند، به نظر مي رسيد كه اتحاديه با حضور ايشان با توجه به تجربه ودرك بالايشان از مسائل مربوط انجمن هاي فيزيك تولدي دوباره خواهد داشت. هرگز تصور نمي كرديم كه بتوانيم در چنين فضاي صميمي در دانشگاه لرستان در خدمتشان با شيم . جلسه روز پنج شنبه 17آبان 86 نقطه عطفي در سرنوشت اتحاديه تلقي مي شد و خوشبختانه با توجه به برنامه ريزي دقيق دبير محترم و اعضاي انجمن فيزيك دانشگاه لرستان اين جلسه بسيار مفيد واقع شد.
با ياري خداوند متعال و همت اعضاي اتحاديه و برنامه ريزي دبير خانه نتايج خوبي در بر داشته است در اين راستا لحظاتي راپس از جلسه با وجود خستگي بسيار زياد ايشان با آقاي مجتبي ثروتخواه به گفتگو نشستيم كه بخشي از اين گفتگو را در زير مي خوانيد :
آقاي ثروت خواه از اين كه توانستيم در خدمتتان باشيم، بسيارخرسنديم. از شما تقاضا دارم در ابتدا به صورت مختصر خود را معرفي كنيد .
من مجتبي ثروتخواه هستم .دانشجوي دكتراي فيزيك گرايش اپتيك و ليزر،متولد 1360، سال 1379 ديپلم خود را از دبيرستان نمازي شيراز اخذ كردمو در همان سال در دوره كارشناسي فيزيك (گرايش اتمي )دانشگاه شيراز، در سال 1383در دوره كارشناسي ارشد ( گرايش اپتيك و ليزر) دانشگاه شيراز و پس از اخذ مدرك كارشناسي در سال 1385در دوره دكترا پذيرفته شدم .
جنابعالي از اعضاي فعال انجمن فيزيك دانشگاه شيراز واز بنيانگذاران آن هستيد. در اين مورد صحبت كنيد .
از سال 1381 به عنوان دبير انجمن علمي دانشجويان فيزيك دانشگاه شيراز شروع به فعاليت نمودم . البته در آن زمان انجمن علمي هيچ گونه امكاناتي براي فعاليت هاي خود نداشت و من به اتفاق دو تن از دوستان ديگركه جا دارد از آنها ياد كنم ، فعاليت هاي انجمن را آغاز كرديم . در آن زمان هيچ برنامه مدوني براي فعاليت هاي انجمن وجود نداشت. بنابر اين با پيگيري و فعاليت هاي مداوم آقايان خليل متقي و عليرضا آهنگي به همراه من توانستيم چند تن از دانشجويان علاقه مند را براي شركت دراين فعاليت ها جذب نموده و به عنوان يكي از مهم ترين فعاليت ها انتشار نشريه علمي تخصصي تابش را آغاز كنيم كه خوشبختانه امسال با ادامه آن روند و پيگيري دانشجويان ممتاز و مشتاق در فعاليت ها در جشنواره نشريات كه در اول و دوم مرداد ماه امسال برگزار گرديد 5 جايزه از 7 جايزه مقالات را از آن خود كرد.در اينجا از دوستان عزيزم آقايان متقي و آهنگي كه سهم بزرگي در فعاليتهاي انجمن داشتند كمال تشكر وقدرداني را دارم.
در آن زمان چه مشكلاتي روند كار شما را مختل ميكرد ،آيا خاطره اي از آن روز هاي سخت اما شيرين داريد؟
در آن زمان براي انتشار نشريه مي بايست تمام هزينه را خود پرداخت كرده و دانشگاه در صورت تاييد نشريه و قبول فاكتورها هزينه را به ما پرداخت مي نمود. مشكل ديگر اين بود كه با توجه به اين كه در بعضي شماره هارنگي بودن جلد تقريبا الزامي بود ومي توانست تاثير خوبي داشته باشد. اما هر چه تلاش كرديم تا جلد رنگي باشد متاسفانه تلاشمان به جايي نمي رسيد و دانشگاه هزينه آن را متقبل نشد.
اما خاطره جالبي كه از آن روزها دارم مربوط به انتشار يكي ازشماره هاي نشريه مي شود. زماني كه پس از زحمت وتلاش فراوان نشريه را تايپ و صفحه آرايي كرديم و تقريبا نشريه آماده چاپ بود ، متاسفانه تلاشمان به دليل مشكلي كه در مركز كامپيوتر دانشگاه پيش آمد، فايل اصلي نشريه از بين رفت. ما براي چاپ نشريه فقط يك هفته فرصت داشتيم ، همان زمان كه اين اتفاق افتاد بسياري از اعضا نتوانستند ادامه كار را به عهده بگيرند. به همين دليل من و آقاي فيض پور كه در حال حاضر داراي مدرك كارشنا سي ارشد از دانشگاه شريف مي باشند ، مجبور شديم هر روز از ساعت 8 صبح تا7 عصر در تلاش و تكاپو براي آماده سازي نشريه براي چاپ باشيم كه خوشبختانه پس از تلاش فراوان نشريه در موعد مقرر به چاپ رسيد.
نكته جالبي كه به آن برخورديم اين است كه شما در عين فعاليتها و دلمشغولي هاي بسيار كه به كار هر انجمن مربوط مي شد توانستيد مدارج بالاي تحصيلي را طي كنيد . آيا به نظر شما كار در انجمن علمي با تحصيل با رسيدن به مدارج بالا منافاتي دارد؟
متعجب خواهيد شد اگر بدانيد بنده سالي را كه آزمون كارشناسي ارشد داشتم (سال 82 ) دقيقا تا دو روز قبل از آزمون تا ساعت 7 شب درگير مسائل مربوط به انجمن و نشريه بوديم و در روزهاي عادي بنده از ساعت 8 صبح تا 7 شب در دانشگاه درگير كلاسهاي درسي وفعاليتهاي مربوط به انجمن بودم و شبها پس از استراحتي كوتاه از ساعت 23 تا 2بامداد به مطالعه مي پرداختم . خوشبختانه با توجه به آن شرايط سخت توانستم در كنكور كارشناسي ارشد همان سال پذيرفته و رتبه 66 را كسب نماييم و سال بعد آقاي فيض پور رتبه 6 و آقاي استاد زاد رتبه 18را كسب كردند و در واقع يكي از افتخارات انجمن علمي فيزيك شيراز اين است كه اعضاي آن همواره توانسته اند رتبه هاي بالا را در آزمون كارشناسي ارشد و دكترا كسب كنند. با اين توصيف تصور نم يكنم كار در انجمن هاي علمي منافاتي با درس خواندن داشته باشد واين فعاليت هاي فوق برنامه در واقع تاثير مثبتي هم مي تواند داشته باشد و حتي سبب پيشرفت در درس خواندن شود، چون ذهن انسان را فعال تر و باز تر مي كند.
چشم انداز اتحاديه دانشجويان فيزيك را چگونه توصيف مي كنيد ؟
با توجه به تعاريفي كه در اساسنامه براي فعاليت هاي اتحاديه ذكر شده هدف از تشكيل اتحاديه به طور كلي ارتقاي سطح علمي دانشجويان فيزيك در دانشگاه ها و فراهم آوردن محيطي پويا از نظر علمي است تا در سايه آن دانشجويان و اساتيد اين رشته هر چه بيشتر و بهتر به توليد علم كه امروز به آرزوي دست نيافتني براي دانشگاه ها تبديل شده بپردازند.
دانشگاه لرستان را چگونه ديديد؟
دانشگاه را كه كاملا نديديم كه بتوانم در موردش نظربدهيم . اما دانشجويان انجمن فيزيك را بسيار فعال و پويا ديدم .من انتظار نداشتم چنين دانشگاهي كه اسم و رسم چنداني در ميان دانشگاه هاي بزرگ ندارد، چنين دانشجوياني داشته باشد . اميد است كه با توجه به پتانسيل قوي اين دانشجويان شاهد پيشرفت روز افزون اين دانشگاه باشيم .
جلسه امروز به نظر شما چطور بود ؟
اين دومين جلسه اي است كه من به عنوان دبير حضور دارم. زماني كه بنده نسبت به جلسه قبل مقايسه ميكنم و با توجه به مقايسه اي كه دوستان ديگر با كليه جلسات گذشته داشتند تصور مي كنم كه اين جلسه از جلسات قبل پر بار تر بود و اين به چند دليل بود: يكي اين كه برنام جلسه از قبل تدوين شده بود . ديگر به دليل برنامه ريزي خوب ميزبان جلسه و اينكه دوستان نسبت به سرنوشت اتحاديه بسيار حساس شده بودند . اينكه بخواهيم نتيجه بگيريم تنها به عمل كردن اعضا به وظيفه خود در موعد مقرر بستگي دارد.
نظرتان راجع به ارتباط بين انجمن هاي علمي جيست ؟
در حال حاظر ارتباط قوي بين انجمن هاي علمي به جزجلسات اتحاديه وجود ندارد و يكي از اهداف اتحاديه انجمن هاي علمي سراسر كشور ،ارتباط بين انجمن هاي علمي داخل كشور و ايجاد ارتباط با دانشجوياني است كه خارج از كشور به تحصيل مي پردازند تا از اين طريق دست يابي و دانشچويان به اطلاعات علمي با سرعت بيشنر ي انجام شود.
در پايان از شما و دوستانتان در دانشگاه لرستان به خاطر برگزاري جلسه كمال تشكر و قدرداني را دارم
ومن ا..توفيق
به گزارش پايگاه اينترنتي رويترز، پژوهشگران آلماني براي اولين بار نشان دادند ياختههاي عصبي در چشم كه نسبت به جهتيابي مغناطيسي حساس هستند از طريق يك مسير مغزي مخصوص به ناحيه جلويي مغز كه مسئول بينايي است مرتبط ميشود.
دانشمندان سالها پيش در مطالعات رفتاري ثابت كردند پرندگان از يك قطب نما مغناطيسي داخلي براي پيمودن سفرهاي ساليانه حماسي خود بهره ميگيرند.
اما نحوه عملكرد اين سامانه تاكنون ناشناخته مانده بود.
در تحقيقات جديد دومينيك هايرز و همكارانش از دانشگاه اولدنبرگ در آلمان سازوكار اين سامانه را در سطح آناتومي عصبي بررسي كردند كه مشخص شد راز اين توانايي در چشم پرندگان نهفته است.
مولكولهاي حساس به مغناطيس در چشم كه cryptochromesناميده ميشوند ظاهرا گيرندههاي نوري را بسته به جهتيابي ميدان مغناطيسي تحريك ميكنند.
اين امر بيانگر آن است كه پرندگان مهاجر ميدان مغناطيسي را به شكل الگوي ديداري درك ميكنند.
احتمالا اين الگو به صورت سايه يا نقطه نوري در ديد طبيعي پرنده قرار ميگيرد.
اين يافتهها براساس مطالعات آزمايشگاهي بر روي يك گونه پرنده مهاجر موسوم به سسك باغي ( (Garden Warblerاست.
نتايج اين مطالعه در ""Public Library of Science journal PLoS ONE منتشر شده است.
در اين مطالعه سسك باغي آلماني و روسي به اسارت گرفته شد و الگوهاي عصبي آنها بررسي شد كه در اين بررسي ارتباط مستقيم عملكردي بين سلولهاي شبكيه و ناحيه جلويي مغز بدست آمد.
سسك باغي كه تعداد آنها در سراسر جهان ۱۰ميليون قطعه برآورد ميشود در شمال اروپا زادو ولد ميكند و زمستان را در آفريقا به سر ميآورد.
به گزارش شبكه BBC ، آلبر فر ، فيزيكدان فرانسوي و پتر گرونبرگ، فيزيكدان آلماني جايزه نوبل 2007 را به صورت مشترك و براي تحقيقاتي دريافت مي كنند كه سال ها پيش و به صورت مستقل از يكديگر انجام داده و منجر به دستاوردهاي نويني براي علم فيزيك شدند.
بنا به گفته انجمن زمين شناسان ايالت متحده آمريكا، از دور عقربه مغناطيسي در آفريقا به اندازه ۰/۱درجه كم شده و ميدان مغناطيسي به نسبت قرن نوزدهم ۱۰درصد ضعيف تر شده است.
به گزارش ايرنا به نقل از ماهنامه علمي، آموزشي ، خبري سازمان زمين - شناسي و اكتشافات معدني كشور، با توجه به اين امر، اين سوال پيش ميآيد كه آيا ممكن است روزي ميدان مغناطيسي زمين از بين برود؟
در جواب اين سوال دانشمندان ميگويند با توجه به مطالعه مغناطيس در زمانهاي گذشته ( (paleomagnetismميبينيم كه ميدان مغناطيسي دراعصار گذشته گاهي در حال افزايش و گاه در حال كاهش بوده و در واقع امروزه كره زمين بيشترين شدت ميدان مغناطيسي طول تاريخ خود را دارد.
هرگاه در نقطهاي از كره زمين مقداركميتهاي مغناطيسي(انحراف مغناطيسي، ميل مغناطيسي، مولفه افقي بردار مغناطيسي) به طور فاحشي با نقاط مجاورش فرق كند، در اصطلاح ميگويند ناهنجاري مغناطيسي اتفاق افتاده و احتمالا در آن نقطه از زمين، مخازن ارزشمندي از سنگهاي معدن مغناطيسي مانند سنگ آهن وجود دارد.
استفاده از اين روش در كشف ذخاير معدني، بسيار مفيد است. معمولا مقدار سه كميت مغناطيسي طي روز و سال تغييرات جزئي دارند ولي گاهي اوقات در ميدان مغناطيسي و در نتيجه در مولفههاي آن (سه كميت) به مدت شش يا ۱۲ ساعت تغييرات ناگهاني رخ ميدهد كه دراصطلاح به آن طوفان مغناطيسي ميگويند.
اين طوفانها معمولا هر ۱۱/۵سال تكرار ميشوند و بسيار جالب است پديده هايي مانند شفقهاي قطبي و لكههاي خورشيدي و انتشار موجهاي راديويي نيز داراي دورههاي ۱۱/۵ساله بوده كه نشاندهنده ارتباط ميان آنهاست.
![]()
بر اساس مطالعاتي كه به تازگي انجام شده، پيدايش اكسيژن بر روي زمين ۵۰تا ۱۰۰ميليون سال زودتر از زماني بوده است كه پيش از اين تصور ميشد و با توجه به اين امر ميتوان چنين برداشت كرد كه سياره ما و حيات بر روي آن تقريبا همزمان بوجود آمدهاند.
به گزارش پايگاه اينترنتي رويترز، دانشمندان با آزمايش سنگهايي كه قدمت آنها به ۲/۵ميليارد سال پيش بازميگردد اعلام كردند شواهدي كشف كردهاند كه يكي از حوادث مهم را در تاريخ طبيعت زمين يعني پيدايش اكسيژن حيات بخش به عنوان بخش مهم اتمسفر، روشن ميكند.
از تجزيه و تحليل شيميايي از سنگ رسوبي نخستين كه در غرب استراليا كشف شده، چنين برميآيد كه احتمالا ۵۰تا ۱۰۰ميليون سال پيش از واقعه به اصطلاح "حادثه بزرگ اكسيداسيون" كه نشانگر افزايش چشمگيري در سطوح اكسيژن سراسر جهان است، يك "نسيم" اكسيژن در اتمسفر دميده شد.
قدمت اين سنگ كه از اعماق زيرزمين كشف شده است به حدود ۲/۵ميليارد سال پيش بازميگردد و حاوي موادي است كه ميلياردها سال تحت تماس با اتمسفر نبوده است.
سنگهاي رسوبي ميتوانند سندي براي نشان دادن اكسيداسيون و ساير واكنشهاي شيميايي باشند كه همزمان با تشكيل اين سنگها روي داده است.
دانشمندان معتقدند، اين اكسيژن از طريق فتوسنتز تعدادي ارگانيسمهاي ساده كه در آن زمان بر روي زمين زندگي ميكردند توليد شده است. وجود اكسيژن براي بيشتر اشكال حيات بر روي زمين حياتي و مهم است.
"ايريل آنبار" يكي از محققان از "دانشگاه ايالتي آريزونا" گفت، زندگي انسان در جهاني كه در اتمسفر آن مقدار زيادي اكسيژن نباشد، ممكن نبود.
برخي دانشمندان استدلال ميآورند كه تحول ناگهاني ارگانيسمهايي كه از طريق فتوسنتز اكسيژن توليد ميكنند "حادثه بزرگ اكسيداسيون" را به وجود آورده است.
اما يافتههاي جديد نشان ميدهند كه تكامل ارگانيسمهاي توليدكننده اكسيژن زودتر روي داده است و تراكم اكسيژن در اتمسفر زمين تدريجي بوده است.
مطالعه اين محققان در مجله "ساينس " منتشر شده است.
"روبرت كرياسر" يك زمين شناس از "دانشگاه آلبرتا" در بيانيهاي اعلام كرد، تحقيق آنها نشان ميدهد كه ارگانيسمهاي توليدكننده اكسيژن چند ميليون سال قبل از حادثه بزرگ اكسيداسيون وجود داشتند و سپس احتمالا "مرحله مهمي" فرا رسيد كه حادثه بزرگ اكسيداسيون را آغاز كرد.
امروزه اكسيژن حدود ۲۱درصد از اتمسفر زمين را تشكيل ميدهد اما هميشه به اين صورت نبوده است.
زمين حدود ۴/۵ميليارد سال سن دارد. در حدود نيمه اول پيدايش اين سياره به جز از تركيب اكسيژن با هيدروژن در آب يا با سيليكون و ساير عناصر در سنگها، تقريبا اكسيژني در محيط وجود نداشت.
سپس در جريان اين دوره مهم، پيدايش اكسيژن در اتمسفر و اقيانوسها آغاز شد. اما بازهم اكسيژن كمتر از ۱درصد از اتمسفر را تشكيل ميداد.
انبار افزود، ميلياردها سال يا زمان بيشتري طول كشيد كه اكسيژن به سطح امروزي رسيد
به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از سندياگو، اين سياه چاله بخشي از يك سيستم دوتايي در ،M33يك كهكشان نزديك است كه حدود سه ميليون سال نوري از زمين فاصله دارد.
ستاره شناسان با تركيب دادههاي "رصدخانه اشعه ايكس چاندار سازمان فضايي آمريكا" و "تلسكوپ جيميني" در "هاوايي"" مشخص كردند كه جرم اين سياه چاله به نام "X-7 ۱۵/۷ "M33برابر جرم خورشيد است. "جرمو اوروسز" از "دانشگاه ايالتي سنديهگو" كه رياست اين مطالعه را بر عهده داشت گفت، اين كشف همه نوع سوالي را درباره چگونگي امكان تشكيل اين سياه چاله مطرح ميكند.
اروسز گفت، X-7 M33به دور مدار يك ستاره همراه كه هر سه و نيم روز بر روي اين سياه چاله سايه مياندازد، ميچرخد. وي همچنين متذكر شد كه اين ستاره همراه داراي يك جرم غير عادي زياد ۷۰برابر جرم خورشيد است. جرم غيرعادي زياد اين ستاره آنرا به بزرگترين ستاره همراه در يك سيستم دوتايي حاوي يك سياه چاله تبديل ميكند. اين يافتهها در مجله "نيچر" منتشر شده است
نور وزن دارد

انحنای جهان

فضاي خاي وجود ندارد

شما را جايي نديدهام


زنده ياد دكتر محمود حسابي(1371 – 1281) فيزيكدان ايراني، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به كارهاي دولتي و سياسي اشتغال داشتند و آثار خدمات آباداني مانند قنات و مسجد از جد ايشان در تهران موجود است.
محمود چهار ساله بود كه پدربزرگش سفير ايران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بيروت منتقل شدند. تحصيلات ابتدايي را در هفت سالگي در مدرسه فرانسوي بيروت آغاز كرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصيلات متوسطه خود را در كالج امريكايي بيروت گذراند و در سال 1299 شمسي ايسانس ادبيات و علوم خود را از دانشگاه امريكايي بيروت گرفت. در 19 سالگي درجهي مهندسي راه و ساختمان را از دانشكدهي مهندسي بيروت دريافت كرد و بخشي از برنامه آموزشي پزشكي دانشگاه بيروت را نيز گذراند.
در 1303 پس از اخذ دانشنامههاي ستارهشناسي و نجوم و زيستشناسي از دانشگاه امريكايي بيروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجهي مهندسي برق را از دانشكدهي برق ( اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسهي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با اخذ درجهي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه يافت.
او در مدت تحصيل خود زبان هاي عربي، انگليسي، فرانسه و آلماني را آموخته بود به طوري كه مي توانست از نوشته هاي علمي و فني آنها به خوبي استفاده كند . در ضمن تحصيل رسمي در چند رشته ورزشي از جمله شنا موفقيتهايي كسب كرد.
ناسا با هدف جستجوی بقایای یخزده تشكیلات منظومه شمسی، كاوشگر Deep Impact را به سوی هسته یك ستاره دنبالهدار در فاصله 82 میلیون مایلی از زمین پرتاب میكند.
به گزارش ایسنا، ناسا در نظر دارد برخورد ستاره دنبالهدار Tempel 1 و كاوشگر Deep Impact را در روز چهار ژولای به نمایش بگذارد. به منظور قرار گرفتن موشك پرتاب كننده در محل مناسب برای برخورد، این كاوشگر باید تا 28 ژانویه (ماه جاری میلادی) پرتاب شود.
دانشمندان دقیقا نمیدانند كه در هنگام برخورد این كاوشگر با ستاره دنبالهدار چه اتفاقی رخ خواهد داد. این ستاره دنبالهدار با سرعت حركت بالا قرار است در زمان وقوع برخورد در فاصله 82 میلیون مایلی از زمین قرار داشته باشد.
آنها انتظار دارند كه انفجاری عظیم - برابر با انرژی آزاد شده از چهار و نیم تن دینامیت - صورت گرفته و سوراخی به بزرگی زمین فوتبال و به عمق یك ساختمان 14 طبقه در سطح این ستاره دنبالهدار ایجاد شود.
این ستاره دنبالهدار كمی بزرگتر از یك موشك پرتاب كننده و كاوشگر «برخورد عمیق» به اندازه یك میز چایخوری در اتاق نشمین است.


